تولد تولد
سلام سلام ![]()
خوبین ؟
من که خیلی خوبم 
آخه امروز تولد ۲سالگی آبجی کوچولومه
![]()

سارینا جونم تولدت مبارک ![]()

اینم از عکس آبجی کوچولوم

سلام سلام ![]()
خوبین ؟
من که خیلی خوبم 
آخه امروز تولد ۲سالگی آبجی کوچولومه
![]()

سارینا جونم تولدت مبارک ![]()

اینم از عکس آبجی کوچولوم

روزی روزگاری دختری که اتاق شلوغ داشت آرزو می کرد که اتاق خلوت داشته باشد0اوکمداضافه وداشورومیز اضافه را از اتاقش بیرون بردوهمه جا را تمیز کرد0او حا لا اتاقی تمیز داشت0(این اتفاق واقعا
افتاده است).............................................................................
///نقاشی.......................................................................................................................................وقتی که من بی کا ر می شم تو خونه رد کار می شم دفتر نقاشی را باز می کنم من حالا تو دفتر م میکشم مارو خروس وپلنگ یک جوجه ی نازو خوب دونه می خورخیلی خوب نقاشی تموم می شه ببین چه قدر زیبا می شه
کفشهای قرمز من چقدر قشنگه هی چقدر قشنگه هی
کفشهای من هم سفید وهم رنگ و وارنگه هی
کفشهای من عزیزه خیلی خیلی تمیزه
گلهای نقره ای روی اون می ریزه
به به دلم آب افتاد چقدر چقدر قشنگه برای کفشهای من زرنگند زودی زودی می جنگند
مگه کفش پا داره مگه کفش پا داره
شعر از ساینای عجیب و غریب
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پیامبرم محمد
در آسمانها احمد
عبدالله پدر اوست
آمنه مادر اوست
خلیجه(خدیجه)همسر اوست فاطمه دختر اوست
![]()
![]()
![]()
![]()
رو آسمون نوشته رو بال هر فرشته
احد و احد و احدواحد صمد و صمدو صمد و صمد
صلوات بر محمد صلوات را خدا گفت
در شاٌن مصطفی گفت صل علی محمد صلوات بر محمد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
یه روز به عید نوروز تو جشن حاجی فیروز وقتی همه شاد بودن از غما آزاد بودن
هر خونه ای تمیز بود سبزیها روی میز بود تنهایی آقا موشه نشسته بود یه گوشه
چون که نداشت پیرهنی تا بره عید دیدنی خلاصه آقا موشه گفت که اینجور نمی شه
تا کی بشینم بیکار باید برم به بازار تا بخرم یک کلاه یه دست لباس راه راه
پیرهن و کقفش تازه باشه برام اندازه با این همه خیالات موشی دوید تو حیات
هر جایی بود سرکشید تا به اتاقی رسید اتاقی که قشنگ بود تمیز و رنگارنگ بود
بود اون گوشه ای از حیات اتاق زن خیاط همون که تا موش می دید دنبال اون می دوید
دشمن جون هر موش با قیچی و با جاروش خلاصه موشی ما بی خبر از همه جا
خوشحال و شاد و قبراق دوید رفت تو اتاق اتاق پرزپارچه بود روش هم گل غنچه بودپارچه برای لباس همون چیزی که میخاست خلاسه خیاط ما دید يه موش قلنبه
تو پارچه ها مي جنبه ببخشید من دیگه نمی خونم به خاطری که خجالت می کشم
خروسه اومد نگام کرد نگاه به کفش پام کرد
کاکلش رو تکون داد قوقولی قوقول صدام کرد ![]()
کفشامو زود پوشیدم تا مدرسه دویدم
به خاطر خروسه من سر وقت رسیدم![]()
![]()
هاهاهاها ،666سه تا
6 داره پشه نگوپشه نگو
نیش داره بچه که ازخاب پامیشه جیش داره هاجی که ازمکه میاد ریش داره
بقالی سرکوچه کیش میش داره حالااین ور حالااین ورحالاحالاحالاحالاهاهاهاها![]()
ها. سلام من ساینا صادقی پور
هستم
خدا نیگدارتون بچه های مهربون
![]()
![]()